تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی روستای استاج سبزوار

پایگاه اطلاع رسانی روستای استاج سبزوار

تصویری از استقبال مردم سبزوار از دکتر احمدی نژاد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 1:8  توسط رضا و احمد استاجی  | 

معرفی روستای استاج در روزنامه جام جم

گشتي در روستاي استاج
جنگلي براي كويرنشينان!

باور كنيد يك جاي سرسبز با تعداد اندكي درخت پرشكوفه و يك رودخانه كوچك در يك منطقه كويري را مي‌توان به جنگل تشبيه كرد؛ چنانچه كه همسفر ما در سبزوار، نويد جايي مثل شمال ايران را در 50 كيلومتري اين شهر داد. با اين گفته، تصاوير زيبايي از انبوه درختان سربه فلك كشيده سرسبز و مخملين را در ذهن خود مجسم كرديم. با آواز‌هاي ناشنيده پرندگان، چندين‌بار دچار احساسات رمانتيك و... شديم. بگذريم.

«استاج» همان سرزمين خوش و خرمي بود كه به خاطرش خود را به جاده هموار بي‌شيب و بدون دست‌انداز سپرديم. چشم به دوردست‌ها دوختيم تا شايد از پس اين جاده باريك و تپه‌هاي پي‌درپي، جنگل موعود پديدار شود... پس از 40 دقيقه به يك دوراهي رسيديم، از سمت چپ رفتيم و 20 دقيقه ديگر راه پيموديم. جاده اندكي رو به بالا شده بود. كم‌كم خانه‌هاي روستايي و ماشين‌هاي مسافراني كه به اين ميعادگاه آمده بودند، هويدا شدند. تعداد زياد خودروهايي كه در اين روستاي كوچك به چشم مي‌خورد، نويد يك منطقه زيبا و خوش و آب و هوا را مي‌داد...

استاج از توابع بخش روداب شهرستان سبزوار است كه از شمال به كوه معراج و از جنوب به كوه بهارستان محدود مي‌شود.

روستاهاي ايران به غير از زيبايي‌هاي دست‌نخورده، همواره پر از رازهاي سر به مهر و پرسش‌هاي بي‌پاسخند. يكي از آن همه، قدمت و تاريخچه روستاهاست كه همواره با افسانه‌ها و آرزوهاي اهالي درآميخته و گره خورده است و با عصاره‌اي از واقعيت به شنوندگان منتقل مي‌شود. روستاييان خود چنين نقل مي‌كنند كه اسم استاج از ايل استاجلو يكي از ايل‌هاي دوره صفويه گرفته شده است و اين ايل در دوره طغرل سلجوقي در مكان كنوني ساكن شده‌اند. با اين همه براي قدمت روستا همين بس كه وجود يك قلعه مخروبه و يك امامزاده گواه و شاهد تاريخچه آن هستند. اهالي استاج همان لهجه سبزواري‌ها را داشتند. شايد براي خود آنها اين لهجه با شهر سبزوار تفاوت‌هايي داشت؛ اما براي مسافران يكي بود؛ با اين تفاوت كه صميميت روستا بيشتر از شهر سبزوار است. استاج پر از جلوه‌ها و شاهكارهاي طبيعي است؛ هرچه پيش مي‌رفتيم، رويا بيشتر به واقعيت مي‌پيوست در اين برهوت و ما شگفت‌زده بر بام كوه، همه اين شكوه را نظاره مي‌كرديم. در آن دوردست‌ها كه شايد 2 ساعت با ما فاصله داشت، كالبد و قله كوه هنوز پاره‌هاي برف بر تن داشت.

باغ‌هاي ميوه، محل و مامن تفريح و استراحت مسافران شده بودند. اهالي روستا با ايجاد استخرهاي كوچك و بزرگ در باغات، آب را براي درختان ذخيره مي‌كردند. البته در حاشيه روستا رودخانه زلالي قرار دارد كه بسياري اتراق در كنار آن را به رفتن بر ارتفاعات ترجيح مي‌دهند. در مركز روستا، يك آبگير از جنس بتن ساخته شده كه در نگاه نخست، چيزي شبيه به استخر است. در اطراف اين آبگير هم درختاني چند قامت كشيده‌اند؛ خيلي زياد. بهار و تابستان جلوه‌اي از بهشت را براي انديشه انساني ما دارد. اما اين همه آن چيزي نيست كه استاج شما را براي رفتن وسوسه خواهد كرد، باغ‌هاي متراكم در اطراف روستا، درست همان جنگلي است كه همسفرمان از آن سخن گفته بود؛ البته كمي اغراق كرده بود، اما بواقع تركيب روستا، درختان و كوه‌ها بس زيبا و دلرباست كه جان سوداي ديگر مي‌كند. در هر كدام از اين باغ‌ها چند آبگير طبيعي وجود دارد؛ اما يكي از اين آبگيرها متفاوت با بقيه بود؛ چراكه درختان كهنسال و قديمي ‌آن را دربر گرفته و جلوه‌اي ديگر به آبگير داده بودند.

روستاهاي ايران به غير از زيبايي‌هاي دست نخورده همواره پر از رازهاي
سر به مهر و پرسش‌هاي بي‌پاسخند

همين جا بگويم كه گندم، جو و تره‌بار از جمله محصولات زراعي اين روستا است كه به 2 صورت ديم و آبي كشت مي‌شوند. گردو، سيب، بادام وگلابي هم از جمله محصولات باغي آن است.

بر ارتفاعات روستا در دو جهت شمال و جنوب نيز گل‌ها و گياهان دارويي، مرتع زيبايي را در فصل بهار و تابستان شكل مي‌دهند؛ اما در تپه مجاور روستاي استاج، قلعه‌اي مخروبه از ايام قديم به چشم مي‌خورد كه بدون هيچ اثر، نوشته و كتيبه‌اي از تاريخ ساخت، نوع ساخت، كاربري و... هزاران پرسش بي‌پاسخ و افسوس بي‌پايان را در ذهن گردشگران مي‌نشاند و بر جاي مي‌گذارد. آنچه كه مسلم است و مي‌توان بدون ترديد گفت، اين است كه در ساخت اين قلعه از مصالح خشت و ساروج استفاده شده است.

استاجيان همچون ديگر هم‌ميهنان خويش، اهل هنرند. آنان خيال نازك طبع خود را با تار و پود گره مي‌زنند و آن را بر قالي نقش مي‌كنند. به‌جز اين ،هنر «فرد بافي» (نوعي پارچه‌بافي) از ديگر صنايع دستي روستاست.

چنانچه اهل خاطره‌هاي گذشته هستيد و به دوران پيش از اين ايام تعلق خاطر داريد، بد نيست سري هم به حمام روستا بزنيد. اين حمام كه به عنوان يكي از جاذبه‌هاي گردشگري روستا محسوب مي‌شود، آب گرمش با استفاده از انرژي خورشيد تامين مي‌شود. شايد يكي از چيزهايي كه در روستا نسبت به ساير مناطق و بويژه شهرها از اصالت بيشتري برخوردار است، نحوه برگزاري مراسم عروسي است. عروسي در استاج به صورت سنتي با سرنا همراه است. به هنگام دميدن سرناچي در ساز خود، داماد سوار اسب مي‌شود، تاختي مي‌رود و پس از آن در حمام روستا خود را مي‌شويد، مي‌آرايد و آماده آغاز زندگي جديد مي‌شود. در راه بازگشت همچنان سرناچي شاد مي‌نوازد و دوستان داماد پايكوبي سنتي را به جاي مي‌آورند. پس از به جاي آوردن برخي از رسومات، داماد سوار بر اسب به سوي خانه عروس روان مي‌شود. در خانه عروس، دختران زيادي حضور دارند كه از بس شلوغ است، پاي هم ديگر را له مي‌كنند، البته اين پا لگد كردن يك رسم است. بالاخره داماد، عروس را سوار بر اسب به همراه خود مي‌آورد. پس از آن نوبت به اجراي مراسم پرتاب انار مي‌رسد. در اين رسم كه همچنان با موسيقي سرنا همراه است، داماد حدود يك كيلومتر از مردم و دوستان خود دور مي‌شود و در آنجا اناري را 3 بار به سمت عروس پرتاب مي‌كند و پس از آن شانه به شانه هم راه خانه مشترك را با هزار آرزو در پيش مي‌گيرند.

يكي ديگر از نكته‌هاي جالب در روستا، استفاده زنان از پوشش محلي است، البته تنها در ميان زنان ميانسال اين نوع لباس پوشيدن مشهود است. سايرين مثل شهرها و ديگر روستاهاي همجوار، رخت بر تن مي‌كنند.

ناگفته نماند بافت مسكوني روستا بسيار متراكم و به هم فشرده است. نكته جالب اين‌كه بيشتر خانه‌ها در استاج داراي دو دسترسي به كوچه هستند؛ يكي به صورت مستقيم وارد حياط مي‌شود و ديگري به محل نگهداري دام‌ها مي‌رود. علاوه بر اين موضوع، روستا كوچه‌هاي پيچ‌درپيچ و نامنظمي دارد.

مصالح به كار رفته در ساخت بناهاي قديمي غالبا گل، سنگ، خشت و چوب هستند. در ساخت خانه‌هاي جديد از مصالح جديد مانند آجر، سيمان، گچ و تيرآهن نيز استفاده مي‌شود.

اميد كه شما هم يك بار اين روستاي زيبا را ببينيد.

برگرفته شده از سایت رسمی روزنامه جام جم

نویسنده:شوان صحرايي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 13:54  توسط رضا و احمد استاجی  | 

www.bargoo.ir

در پی درج مطلبی در خصوص عدم رعایت بهداشت محیط در

روستای استاج بخشدار محترم بخش روداب سبزوار با ارسال پیام
به این وبلاگ از رفع این مشکلات در
آینده ای نزدیک خبر داده است.


متن پیام بخشدار محترم روداب به شرح ذیل می باشد


با سلام و احترام

مشکلات بهداشتی روستا که مطرح کردید رو کم و بیش اطلاع دارم

مخصوصا مشکل حمام روستا که از نزدیک مشاهده کرده ام هم فرسوده شده و هم بسیار آلاینده ست و

در خصوص ریختن نخاله های ساختمانی هم دهیار روستا چند بار گزارش داده که اعلام کردیم اگه با

مذاکره حل نشد باید دهیار شکایت کند .به هر حال انشاالله در آینده نزدیک از روستا بازدید می کنم

و مشکلات روستا مخصوصا مشکلات بهداشتی پیگیری میشه


با آرزوی موفقیت و سربلندی

شم آبادی-بخشدار روداب


نویسندگان این وبلاگ نیز از حسن توجه بخشدار جوان و زحمتکش بخش روداب نسبت به حل

مشکلات این روستا کمال تشکر و امتنان را دارند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 12:7  توسط رضا و احمد استاجی  | 

عدم رسیدگی به بهداشت محیط در روستا

قصه پر غصه بهداشت وعدم رعایت مسائل بهداشتی در روستا

هر از گاهی که دیگر از ترافیک و آلودگی های صوتی و تنفسی و هزاران معضل زندگی شهر نشینی بی تاب میشویم به دامان طبیعت و روستا پناه میبریم چون فضای آرامش بخش آن مرهمی است بر هزاران زخم زندگی شهرنشینی و یا  به اصطلاحی زندگی صنعتی امروز

چند روز پیش برای سپری کردن ایام تعطیلات و دیداری با اقوام و همشهریان در روستا حضور یافتم در  مسیر منتهی به روستا سرسبزی دشت ها و مزارع پرده از رحمت لایزال الهی برداشته بود و در یک منظر زیبا از محل پیربرحق تا پای کوه معروف به کوه کاتل را گویی با فرشی سبز رنگی فرش کرده بودند. لذتی بردم و با خود گفتم چه به حق استاج را جزو مناطق گردشگری شهرستان سبزوار معرفی کرده اند چرا که اینجا جنت النعیم شهر سبزوار است.

در مسیر که در حرکت بودم در ورودی روستا و در ابتدای جاده منتهی به مراکز تفریحی و ییلاقی تابلویی را مشاهده کردم که با نشان محیط زیست این پیام را به گردشگران و مسافران داده بود که در تمیز نگه داشتن طبیعت کوشا باشید، اقدام نسبتاً جالب و در خور تحسین بود.

وارد  روستا که شدم چهره ای متفاوت را دیدم، متعجب شدم، ما از مسافرین و کسانی که به روستای ما می آیند تقاضای رعایت بهداشت و محیط زیست و غیره را داریم اما خودمان چه؟

نخاله های ساختمانی که ماحصل ساخت و سازهای فراوان در روستا می باشد در اماکن عمومی و پیاده روها رها شده بودند، زباله های خانگی که بیشتر آنها غیر قابل تجزیه هم می باشند از جمله بطری های نوشابه و ... آنچنان چهره نامطلوبی را در روستا فراهم کرده اند که مایه خجالت و شرم است.حمام عمومی روستا که دارای قدمتی بیش از چهل سال دارد گ رچه مکانی است جهت تمیزی واستحمام، اما محیط داخلی آن در خصوص رعایت مسائل بهداشتی مدت زمان زیادی است که کارت قرمز گرفته است و سوخت آن علی رغم وجود وسایل گرمایش خورشیدی به جهت کم کاری مسؤلین از نفت سیاه استفاده می شود، که دود حاصل از این سوخت سلامت ساکنان منطقه را به خطر انداخته و چندین مشکل دیگر را به همراه داشته است.

همانگونه که به سمت شمال روستا در حرکت بودم بوی بدی را استشمام میکردم که تحملش بسیار سخت بود کنجکاو شدم تا بدانم که این بوی تعفن از کجا نشأت میگیرد چشمم به جوی آبی افتاد که آبی سیاه رنگ شبیه نفت سیاه در آن جاری بود حدس زدم که این آب استخر روستاست حدسم درست بود چون به محل استخر رسیدم استخری که به جهت رعایت مسائل بهداشتی چند سالی است سیمان شده، شاید بیش از دو متر لجن کف آن را فراگرفته است با خودم گفتم با وجود فصل گرما واین مسائل غیر بهداشتی خدا خودش به دادمان برسد.

رفتم تا آبی به سرو صورتم بزنم گلویی تازه کنم که این سؤال برایم طرح گردید که آیا با وجود اینکه آب مصرفی مردم روستا از قنات تأمین میگردد و جریان مسیر این آب از مناطق مسکونی و منازل زیادی میگذرد و با وجود چاههای فاضلاب در این مناطق مسکونی آیا باید باور داشت که آب مصرفی این روستاکاملاً بهداشتی است؟ آیا آزمایشاتی در این خصوص انجام گرفته و چرا حداقل کلر زنی در این آب صورت نمیگیرد. یاد موضوعی افتادم که شاید مطرح کردن آن خارج از حوصله باشد اما خاطرتان هست که سال گذشته شایع شد قسمتی از آب تهران غیر بهداشتی است، موضوع تا کجا که پیش نرفت از عزل استاندار گرفته تا استیضاح وزیرو... ولی عمری است آب آشامیدنی مان بهداشتی نیست ولی دریغ از یک نیم نگاه مسؤلین، شاید هم ما توقع مان زیاد است ولی همان قدر میدانم اگر ماهم مخاطره انداز پست ها و مقام ها بودیم مجبور نبودیم که آب آشامیدنی غیر بهداشتی بنوشیم و در دایره آنان که پیشگیری را مقدم بر درمان می دانند ما هیچ جایی نداشته باشیم.

آنچه را که نوشتم درد دلی بود اما مسؤلین محترم، دهیار عزیز و شوراهای گرامی،مسئول خانه بهداشت ، بخشدار ارجمند و... یا دآوری میکنم که ما در برابر مسؤلیتی که میپذیریم باید در درجه اول در پیشگاه خداوند متعال و پس از آن در برابر مردم و حقوق آنان که به حق الناس شهرت دارد پاسخگو باشیم.

آیا پس از گذشت سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی تقاضای ارائه خدمات بهداشتی مطلوب به ساکنین روستاهایی که سلامت آنان در گرو این خدمات است تقاضای گزافی است؟

چنانچه مسؤلین محترم روستا و یا دیگر مسؤلین در خصوص مطالب مندرج در این وبلاگ پاسخی دارند برای ما ارسال تا جهت تنویر افکار عمومی بدون هیچ گونه کم وکاستی بر روی این وبلاگ قرار دهیم.

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم                 موجیم که آسودگی ما عدم ماست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 0:0  توسط رضا و احمد استاجی  | 

احداث زمین ورزشی در روستای استاج

مژده به جوانان استاجی

با توجه به نیاز مبرم جوانان روستای استاج به زمین ورزشی به خصوص در ایام تعطیلات که جوانان از

 تهران وسبزوار و ... در روستا حضور دارند و پس از چندین بار قول از طرف مسئولین مختلف

شهرستان و بخشداری در سالیان اخیر بالاخره این آرزوی برای جوانان تحقق می یابد.

صادق استاجی دهیار روستای استاج در گزارشی به این وبلاگ اعلام کرد: زمینی با مساحت ده هزار متر مربع واقع در ابتدای راه کلاته بالا (زمین های شخی) با هزینه ای بالغ بر پانزده میلیون ریال مسطح شده است و آماده بهره برداری می باشد و قرار است تا زمین فوتبال و والیبال برای جوانان استاج ساخته شود.

دهیار روستای استاج در ادامه افزود: در صورت تامین بودجه از طرف مسئولان مربوطه عملیات فنس کشی این زمین تا پایان شهریور انجام خواهد شد.

وی همچنین خطاب به مردم روستا اظهارداشت: از اهالی روستا خواهشمندم که از برداشت خاک برای ساخت وسازهای ساختمانی، از محدوده این زمین جدا خودداری نمایند و در صورت برداشت و خسارت به زمین تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت.

صادق استاجی در پایان از مسئولین شهرستان و بخشداری و به خصوص اداره تربیت بدنی خواست که وی را در ساخت این مجموعه همیاری کند تا آرزوی چندین ساله جوانان استاجی را برآورده کند.

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 21:48  توسط رضا و احمد استاجی  | 

آب آشامیدنی

معمای برخورداری روستای استاج از آب لوله کشی سالم

                              درنگاه تیره وتاریک مردم روستا به وعده های مسؤلین

آب مایه حیات  وفراوانترین ماده مرکب برروی سطح زمین است اما به واسطه

 موقعیت جغرافیایی این مایه حیات در بعضی مناطق فراوان ودر مناطقی کیمیا

است.خشکسالی های متمادی وگسترش امکانات بهداشتی امروز برآن شده که مردم

روستا که تا دیروز مایه حیات خود را از قنات وکاریزها تأمین میکردند امروز حیات

وسلامت خود رادر گرو آبرسانی (لوله کشی) روستای خود بدانند.

با فراهم شدن امکانات اولیه زندگی در روستاها، تأمین آب آشامیدنی سالم از مهمترین 

 خواسته های مردم روستاست.خواسته ای که مردم روستای استاج در گذشته 

 کمترین امیدی به تحقق آن داشتند.

اما با ایجاد مجتمع آبرسانی در روستای مظفرآباد،(پروژه ظفر)کورسو امیدی در دل ها

روشن شد وبا افتتاح فازاول این مجتمع این امید  به یک حق تبدیل گردید ومردم

 روستا ودهیاری را برآن داشت تا پیگیری های لازم را دراین خصوص انجام دهند.

مسؤلین شهرستان از جمله نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در هر

محفلی که حضور میافتند نوید آبرسانی به روستاهای توابع کوه مش را از طریق

 پروژه ظفر می دادند.اما دراین میان آنچه که کمی دل مردم مظلوم روستاهای استاج،

درقدم بنقن و...آزرده خاطر نمود تغییر مسیر ناگهانی  شبکه به سمت روستاهای

طرسک واردیز بود.که در این خصوص گلایه مردم روستای استاج مکتوب وبه بخشدار

محترم روداب،مدیر عامل  محترم آبفای خراسان رضوی وتنی چند از مسؤلین شهرستانی

واستانی اعاده گردید.حال که فازدوم این پروژه شروع گردیده امید آن است که دیگر

تغییر مسیری رخ ندهد.

محمد رضا چشمی رئیس آبفای روستایی شهرستان سبزوار اعلام داشته در فاز اول

 این پروژه هفت روستا دارای آب آشامیدنی سالم شده اند واز طریق پروژه آبرسانی

ظفر سی روستای توابع کوه مش ازجمله روستای استاج از نعمت آبرسانی برخوردار خواهند شد.

صادق استاجی دهیار روستای استاج نیز در این خصوص میگوید با مکاتبه ای که با مدیر عامل

شرکت آب روستایی خراسان رضوی داشته ایم وی به صورت کتبی به ما اعلام داشته

که تمهیدات لازم در این خصوص انجام گرفته وتا پایان سال نود روستای استاج

از آب آشامیدنی سالم برخوردار خواهد شد.

حاج علی بروغنی نماینده مردم سبزوار در مجلس شورای اسلامی نیز در محافل مختلف

 این امیدواری را به مردم منطقه داده است که با پیگیری مشکل بودجه آبرسانی پروژه

 ظفر را پیگیری نموده وتا پایان سال مردم این منطقه از نعمت آب لوله کشی سالم

برخوردار خواهند گشت.

وحال ما مانده ایم تا عملی شدن وعده مسؤلین .......

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 0:47  توسط رضا و احمد استاجی  | 

نوروز در استاج

مردم روستای استاج همچون دیگر مردمان ایرانی نوروز را با شادمانی ،دید و بازدید و پوشیدن لباس‌های نو آغاز میکنند و خود را مهیای پذیرایی از مهمانان نوروز می‌كنند.پهن کردن سفره هفت سین و گذاشتن خوراکی هایی همچون شیرینی،مغز بادام،مغزگردو،کشمش ونخود نوید پذیرائی ویژه از میهمانان این ایام را میدهد.

مردم روستای استاج در آغازین ساعات اولین روز از فصل بهار در مسجد جامع روستا گرد هم جمع می شوند تا ضمن شاد باش وتبریکات سال نو برای کسانی که دریک سال اخیر فوت نموده اند طلب مغفرت کنندو وتسلی بخش بازماندگان آنان باشند. از نکات بارز در ساعات اولیه روز عید دریافت عیدی از سوی کودکانی است که بادر دست داشتن پلاستیک هایی به درب منازل رفته و صاحبان خانه با دادن پول یا بادام و گردو به این کودکان عیدی می دهند.

در روزهای عید جدا از دیدوبازدیدها، انجام بازی های بومی محلی نیز رونق خاص خودرادارد،تیله بازی،گوی را،هفت سنگ از جمله بازی های رایج در این ایام است که تاحدودی جای خود را امروزه به والیبال وفوتبال داده اند.

در گذشته دختران وزنان جوان نیز درطول روزهای این ایام به محیطی سرسبز خارج از روستا میرفتند وبا سرگرمی هایی چون رقص کودکان،تاب بازی،و.... این ایام رابا سرور وخوشحالی سپری میکردند که امروزه این برنامه نیز جای خود را به گذراندن اوقات در کنار تلویزیون داده است.

از دیگر آئین های ایام نوروز پخت پلو در شب عید است به گونه ای که شب عید در تمام خانه ها پلو پخت میگردد با خورشت های متنوع وآش وجالب تر اینکه در گذشته هرخانواده در شب عید از غذای طبخ کرده خود یک بشقاب برای چوپانانی که در طول سال از گوسفندان آنان مراقبت میکردند یا برای حمامی  یا خادم مسجدمی بردند تا از زحمات یک ساله آنان به نوعی تقدیر کنند.

ایام نوروز فرصت مناسبی است برای دختران وپسران در آستانه ازدواج،وبازار ازدواج های فامیلی ونسبی در این ایام بسیار پررونق است به امید خوشبختی همه جوانان به ویژه همشهریان عزیز استاجی .....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 14:29  توسط رضا و احمد استاجی  | 

گذری بر گذ شته ونگاهی به آینده

گرچه از نحوه تشکیل وپدید آمدن روستایی به نام استاج در دامنه کوه کومش از توابع شهرستان سبزوار

اطلاعات مستند تاریخی در دست نیست و بنابر مدارک موجود برخی مورخین تشکیل این روستا را به اسکان

قوم استاجلو در دامنه کوه دانسته اند وروایات متعدد دیگر....

اما آنچه که برای ما حائز اهمیت است وجود افراد باصفا وبا درایتی بوده که توانسته اند گذشته ای درخشان

رابرای این روستا رقم بزنند.وجود علما وروحانیونی همچون مرحوم ملا محمد استاجی  که با ایجاد

مکتب خانه وتفسیر و آموزش قرآن کریم چراغ معونیت را دراین روستا زنده نگه داشت .

یا وجود هنرمندانی در عرصه موسیقی مقامی ومحلی نام روستای استاج را بیش از هرچیز دیگر بر تارک

زبان ها جاری ساختند.

خودکفا بودن مردم این روستا در گذشته در تأمین نیازهای اولیه خود ووجود مشاغل سنتی ازجمله فرد

بافی،گیوه دوزی و... ووجود پاسگاه ژاندارمری منطقه در این روستا مؤید گذشته درخشان آن است.

حال جای این سؤال باقی است که ما وگذشتگان ما برای افرادی که موجبات این افتخارات رافراهم نمودند

چه کردیم،پاسخ معلوم است هیچ وهیچ ... فقط نامی  ویادی از آنان باقی است .

به عنوان مثال باید دیگرشنیدن  صدای دلنواز دوتارمرحوم محمد ابراهیم یا سرنای مرحوم اکبر را فقط وفقط

آرزوکرد آرزویی محال ویک هشدار ! قدر داشته ها رابدانیم ....

درست است روستای استاج به جهت کثرت مهاجرت دیگر آن حال وهوای گذشته راندارد اما هستند کسانی که

هنوز دل درگرو خاک پاک این روستا دارند وبخش عظیمی از مشغله روزانه شان  را به حفظ  موجودیت این

روستااختصاص داده اند.

  با هراقدامی،قلمی،قدمی،درمی و...

حال که سال هشتادونه را با فراز ونشیب های فراوان در حال گذر هستیم باید از اقداماتی که در راستای

آبادانی روستا توسط هرکس انجام گرفته تشکر نمود و کمی وکاستی های موجود را یادآورشد تا

دست در دست هم دهیم به مهر ،میهن خویش راکنیم آباد.

یک نظر خواهی:

اگر خواسته باشیم در وضعیت حال از چند چهره ماندگار در این روستا یاد کنیم به نظر شما این

افراد چه کسانی هستند وبه چه علت؟

لطفاً نظرات خود را محترمانه برای ما ارسال فرمائید منتظر نظرات شما هستیم

((یا علی مدد))

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 8:18  توسط رضا و احمد استاجی  | 

سخنی دوستانه

 

                            

                                سخنی با بازدید کنندگان گرامی

سلام وممنون از عنایت وبزرگواری وبزرگ منشی همه شما عزیران وهمشهریان عزیز

 استاجی  بالخصوص  شما عزیزانی که با پیشنهادات وانتقادات خود موجبات

 دلگرمی ما رادر ادامه راه فراهم ساختید.

در یک نگاه کلی به نظرات شما عزیزان برآورد آن است که همگی به فکر اصلاح وآبادانی بیشتر

 این روستا هستید حال از دید ونگاهی متفاوت ومنحصر به خود ،

چه آنکه به دنبال رحیم مشایی از نوع استاجی اش  میگردد وچه آن عزیزی که مراسم عزاداری ایام محرم

وهنر تعزیه خوانی را تحجر دانسته وچه آن بزرگواری که اعلام نموده مهندس استاجی در دوران مسؤلیت

دهیاری خود هیچ اقدام مؤثری در راستای آبادانی روستا انجام نداده ویا عزیزانی که از عملکرد شورا

ودهیار فعلی گله مندند و مارا به طیف وگروهی خاص وابسته دانسته اندوهزار حرف و حدیث نگفته و....

اما عزیزان، وبلاگ پایگاه اطلاع رسانی روستای استاج ونویسندگان آن به هیچ طیف وحزب وگروهی

 وابسته نیستند وفقط وفقط در راستای اعتلای ارزش بخشیدن ومعرفی کردن زادگاه خود ،(روستای استاج)

که هروجب از خاک پاک آن را طوطیای چشم خود خواهند ساخت فعالیت میکنند  وبرای چندمین بار

دست خود رابه سوی همه  صاحبنظران ،وهمشهریان عزیز دراز میکنیم تا با کمک هم زادگاه خود

وموفقیت همشهریانمان را آنگونه که شایسته وبایسته آنهاست در فضای مجازی  اینترنت معرفی نمائیم.

قطعاً نظرات وپیشنهادات شما را ما به مسؤلین مربوطه انتقال خواهیم داد.

اما ماتلاش میکنیم تا به همه جوانب نیم نگاهی داشته باشیم چراکه به اندازه بود باید نمود...

 چشم دل باز کن که جان بینی                     آنچه نادیدنی است آن بینی 

گر به اقلیم عشق روی آری                     همه آفاق گلستان بینی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 11:18  توسط رضا و احمد استاجی  | 

بررسی دقیق چند واحد مسکونی در مجموعه روستای استاج سبزوار

((بنا به درخواست چند تن از دانشجویان عزیز استاجی و غیر استاجی رشته معماری مبنی بر تکمیل پروژهای درسی خود که در مورد روستای استاج بوده این پست را در وبلاگ قرار دادیم. انشاالله که عزیزان بهره کافی از این مطالب برده و ما را در هرچه بهتر شناساندن این روستای تاریخی همیاری کنید.))

 برای کسب اطلاعات بیشتر از روابط حاکم در فضاهای معماری روستا چند واحد مسکونی را برای بررسی های دقیق تر انتخاب نمو ده ایم .

برای این برسی چند نمونه از خانه های قدیمی که حدود چهل سال پیش ساخته شده بودند و نمونه ای از خانه های ساخت دهه پیش مدنظر و مقایسه واقع شدند، در این برداشتها ، نوع مصالح بکار رفته ، روش و تکنولوژی ساخت ، ابعاد بازشوها، ابعاد فضاها با توجه به عملکردشان مورد بررسی قرار گرفته اند

در روستای استاج با توجه به عملکرد فضاها معمولا خانه ها به صورت دو طبقه ساخته می شده اند. طبقه همکف که به حیاطشان راه دارد ، برای انبار علوفه و طویله استفاده می کنند و در طبقه بالا اطاقهای نشیمن و آشپزخانه است که تراسی کشیده اطاقهای بالا را به هم وصل می کند. سقف طبقه همکف به خاطر مقاومت در برابر آتش سوزی و همچنین نیاز به استحکام بیشتر به دلیل بار زنده طبقه بالا از نوع طاقهای ضربی است که با خشت خام اجرا گردیده اند ولی سقف طبقه اول از نوع تیر پوش است.

در گذشته به دلیل وجود درختان سپیدار انبوه در اطراف استخرها و جوی های آب شیرین روستا، سقفهای تخت با تیر چوبی فراگیر بوده است، اما با گذشت زمان و خشکسالی های سالیانه  و کم شدن آنها، از دیگر مناطق چوب تهیه می کردند. با ورود تیر آهن به عرصه مصالح ساختمانی در سنوات معاصر تکنولوژی ساخت مسکن به تدریج دگرگون شد و سقف های تیر چوبی جای خود را به سقف طاق ضربی داد. در سقف های چوبی برای مقابله با موریانه معمولا سطح چوب را چرب می کردند و روی آنها را ثقت های عرضی و حصیر و لایه ای از گل و شخ می پوشانیدند.

خانه ها در استاج معمولا دو دسترسی به کوچه دارند. دسترسی اول مستقیما به حیاط وارد می شود و دیگری به محل نگهداری دام ها ختم می گردد. در کنار طویله ها انبار هستند. این انبار ها که در طبقه همکف و در جوار حیاط قرار گرفته اند، علوفه دام ها، محصولات کشاورزی و ابزارآلات کاری را در خود جای می دهند.

برای استفاده هرچه بهتر از انرژی خورشید چه از حیث نور و چه از حیث گرما جهت گیری خانه ها شمالی - جنوبی است که باعث می شود در فصل زمستان از نور خورشید بیشتر و در تابستان از ورود نور خورشید بکاهند. همچنین برای جلوگیری از اتلاف حرارت ضخامت دیوارها زیاد است. دیوارهای خانه های قدیمی از خشت خام و گل و خانه های تازه ساز از آجر و سیمان است. نمای دیوارها کاه گل می باشد که این خود عایق حرارتی خوبی است. ضریب بالای مقاومت حرارتی کاه گل و خشت و ضخامت دیوارها توجه این معماری را به اقلیم منطقه نشان می دهد. در بعضی از واحد های مسکونی بنای مستقر در دو سوی شمالی و جنوبی حیاط مرکزی و به ترتیب برای استفاده در فصل زمستان و تابستان  مورد استفاده قرار می گیرد.

معماری بومی روستای استاج در گذر زمان و با توجه شاخصه های فرهنگی و به خصوص محیطی شکل گرفته است و به لحاظ استفاده از مصالح مقاوم و تکنیکهای استحکام بنا در مقابل نیرو های مخرب مثل زلزله چندان مجهز نمی باشند ولی همسازی با شرایط طبیعی محل ، پرهیز از مصالح ومصنوعات ناهمساز با اکولوژی و سیمای محیط، تلفیق مناظر و مرایای طبیعی با هیات عمومی بافت روستا، و وجود تجربه طولانی در توفیق این معماری به خدمت رسانی و رفع حوائج مردم ، عواملی هستند که می بایستی در طرح هر بنای جدید و با هر هدف و غایت چه در درون بافت و چه در پیرامون آن مورد دقت نظر قرار گیرد. تکیه بر روشهای نوین، مصالح جدید، فرم های نا آشنا، رنگ های متضاد و آنچه امروزه به عنوان معماری معاصر می شناسیم  و در پیرامون خود احساس می کنیم در درجه نخست شروع روندی است که به تخریب محیط ختم خواهد شد و در درجات بعد آنچه را که به عنوان هارمونی میان بافت روستا و طبیعت اطراف احساس می کنیم منهدم خواهد کرد و در نهایت سیمای طبیعت را مشوش می سازد. معماری بناهای گردشگری اگر چه به لحاظ استحکام و مقامت در برابر عواملی چون سیل و زلزله و آتش سوزی و.. می بایست با تکیه بر تکنولوژی جدید تامین کننده نیاز انسان عصر باشد ((ولی بوم آوری مصالح، پرهیز از مصنوعات مضر برای طبیعت، هماهنگی با هیات عمومی بافت روستا و ابنیه روستا، عدم اتکا به مصرف انرژی های تجدید ناپذیر و تکیه بر حفظ ارزشهای بومی منطقه را سرلوحه خود قرار دهد))

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 10:33  توسط رضا و احمد استاجی  |